برای خواب معصو مانه عشق کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایه بونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت کنیم تنهایی مونو میون سفره شب تو با من
بذار بین من وتو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن
*****
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست که از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون غریبگی نکن با هق هق من
تن شکستتو بسپار به دست نوازش های دست عاشق من
بذار قسمت کنیم تنها یی مونو میون سفره شب تو با من
بذار بین من وتو د ستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن
*****
به دنبال کدوم حرف و کلامی سکوتت گفتن تمام حرفهاست
تو رو از تپش قلبت شناختم تو قلبت قلب عاشق های دنیاست
تو با تنپوشی از گلبرگ وبوسه منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم تو خورشید و به دست من سپردی
بذار قسمت کنیم تنهایی مونو میون سفره شب تو با من
بذار بین من وتو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن
*****
کمک کن جاده های مه گرفته من مسافرو از تو نگیرن
کمک کن تا کبوترهای خسته روی یخ بستگی شاخه نمیرن
کمک کن از مسافر های عاشق سراغ مهربونی رو بگیریم
کمک کن تا برای هم بمونیم کمک کن تا برای هم بمیریم
بذار قسمت کنیم تنهایی مونو میون سفره شب تو با من
بذار بین من وتو دستای ما پلی باشه واسه ازخود گذشتن
*****
بر گرفته از کتاب ترانه های ماندگار (حامد حمیدا)

